حکایت زیبایی در رساله دلگشای عبید زاکانی وجود دارد به این مضمون:

یکی از امرای ترک در سر بستان خود رفت، دزدی را دید که می‌گردد. در پی او می‌دوید و به خادم بانگ می‌زد که “چماق کتور(چماق را بیاور)”. دزد بر سر دیوار جست و امیر پایش بگرفت، دزد شلوار نداشت و انگور ترش بسیار خورده بود فی‌الحال درریست و ریش امیر در گه گرفت. امیر دزد را رها کرد و بانگ به خادم زد که “هی، چماق قوی آفتابه کتور( آهای، چماق را رها کن و آفتابه‌ای بیاور)”.

 حال حکایت رفتن احمدی‌نژاد به مجلس برای پاسخگویی به سوالات به اصطلاح نمایندگان ملت است! مجلسی که با همت مقام عظمای ولایت تبدیل به شعبه ای از طویله رهبری شده است که نمایندگان آن بایستی دائم گوش به فرمان هین و هش رهبری باشند به خیال خود می‌خواستند پاچه احمدی‌نژاد را بگیرند، غافل از اینکه «طرف خودش اینکاره است» و نتیجه اینکه چنان تری به آنها زد که همگی‌ اکنون در به در دنبال آفتابه می گردند!

به راستی که چنین مجلسی لایق چنین رئیس جمهوری نیز هست!

آقای خاتمی، تابع به حال این مثل را شنیده ا‌ید که میگوید «نجس تر شود چون نجس تر شود؟» حال حکایت کار شماست. بوی گند عظیمی‌ که بالا آوردید دارد همه را خفه می‌کند. خواهش می‌کنم در صدد توجیه آن بر نیایید و از هم زدن این مخزن بدبو خودداری کنید! راستی از شیخ مهدی و میرحسین خبری دارید؟

 

* کاریکاتور استفاده شده در این پست متعلق به جناب نیک‌ آهنگ کوثر است.

امام مقوایی

فوریه 3, 2012

بسم الله الرحمن و چه چه. لکن خاک بر سر شما بشه که برای ما آبرو نگذاشتید! حال گیرم علی‌ گدا خر بوده نفهمیده،  پس این رفسنجانی‌ چه غلطی می‌کند؟  لکن خجالت نکشیدید که بعد از سی‌ و اندی که از انقلاب می‌گذرد از من ماکت مقوایی درست کردید؟ هل اگر الان ضدّ انقلاب بگوید امام مقوایی بود چه کسی‌ مسوول است؟ من اعلام خطر می‌کنم، لکن حکومتیان باید بیدار باشند، پیش باشند از پشت، جلو باشند از عقب، من تو دهن اون طراح می‌‌زنم که از من ماکت مقوایی ساخت. لكن اينگونه نباشد كه امروز بعد از مراسم ما را لوله كنيد بگذاريد گوشه كمد!

نوسانات قیمت ارزی و سقوط شدید ارزش ریال و افزایش دامنه تحریم‌های بین المللی باعث نگرانی بسیاری از کارشناس اقتصادی گشته، تا جایی که اسد الله عسکر اولادی رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین پیشبینی‌ کرد که با ادامه وضع موجود احتمالأ تا چند ماه دیگر شاهد قحطی خواهیم بود.

اگر چه دولت تصمیم گرفته تا ارز را تک‌ نرخی کرده و با این عمل موفق شد تا حدودی قیمت طلا و ارز را کاهش دهد، ولی‌ به نظر می رسد این امر موقتی بوده و در دراز مدت با توجه به وضع تحریمهای جدید وضعیت اقتصادی ایران بدتر خواهد شد.

اگر در ایران زندگی‌ می‌کنید برای کسب آمادگی برای مقابله با بحران اقتصادی بد نیست به مورد زیر توجه کنید:

۱) بدترین کار در حل حاضر نگهداری ریال به صورت نقدی یا در بانکها است، در صورتی‌ که سرمایه نقدی ریالی در اختیار دارید بهترین کار تبدیل آن به ارز یا طلاست.

۲) از نگهداری ارز در حساب‌های ارزی داخل ایران خود داری کنید، گاو صندوق شخصی‌ یا صندوق امانات بانک مکان مناسبی است. اگر ذخایر ارزی بانک مرکزی کاهش پیدا کند احتمال این وجود دارد که بانک مرکزی سپرده‌های ارزی اشخاص را ضبط کند.

۳) تاجایی که از لحاظ مالی امکان دارید کالاهای اساسی‌ را که می‌توان به صورت طولانی‌ نگهداری کرد (برنج، گندم، حبوبات، قند، شکر، مواد شوینده وغیره) خریداری کرده و ذخیره کنید. حتی اگر احتمال بروز قحطی را نادیده بگیریم (که احتمال آن زیاد است) بدون شک با شروع تحریمهای نفتی قیمت این اجناس سر به فلک خواهند کشید.

۴) تاجایی که امکان دارد از خرید کالاهای غیر ضروری خودداری کنید.

۵) به هیچ وجه اوراق مشارکت دولتی را خریداری نکنید.

۶) اگر قصد خرید عید دارید منتظر اسفند ماه نباشید، از همین حالا دست به کار شوید.


خبر اختلاس ۳۰۰۰ میلیارد تومانی و حضور محمود رضا خاوری مدیر اخراجی بانک ملی‌ در تورنتو واکنش‌های فراوانی‌ را بر انگیخته است.به خصوص حضور این شخص در تورنتو باعث نگرانی به حق بسیاری از هموطنان ایرانی‌ ساکن کانادا و تورنتو شده است، تا جایی که تعدادی از ایرانیان مقیم کانادا با امضای یک دادخواست اینترنتی از وزیر مهاجرت و شهروندی دولت فدرال خواسته اند در مورد ورود و فعالیت عوامل جمهوری اسلامی ایران تحقیق کند.

 اکثریت قریب به اتفاق هموطن ساکن کانادا افرادی هستند که در نتیجه ظلم و جور جمهوری اسلامی جلای وطن کرده و به اینجا پناه آورده اند. سختیهای غربت را به جان خریده اند تا بدور از نکبت حکومت اسلامی بتوانند مانند یک انسان زندگی‌ کنند. بسیاری از آنها خود از قربانیان جمهوری اسلامی هستند.  حال چگونه یک وجدان بیدار میتواند قبول کند که شخصی‌ که تا چند وقت پیش از مقامت بالای جمهوری اسلامی بوده و میلیون‌ها دلار از ثروت ملت ایران که بسیاری از آنها از فرط فقر به تن‌ فروشی و کلیه فروشی داده اند را به جیب زده، با خیال راحت از ایران خارج شود و به ملت ایران دهان کجی کند؟

 به نظر من وظیفه تمام ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی در کانادا این است که در این مورد اعتراضات مدنی مختلفی‌ را سازماندهی کنند. بایستی با  ارسال ایميل و يا تلفن به دفاتر نمايندگان مجلس ، ازآنها بخواهند که به این مساله رسیدگی کنند. نباید اجازه داد کانادا به حیاط خلوت اراذل جمهوری اسلامی تبدیل شود.

این روزها در آستانه پنج سالگی بالاترین هستیم، رسانه‌ ای‌ که قرار بود منادی آزادی بیان و دموکراسی برای جامعه مجازی ایرانی‌ باشد. داستان بالاترین در حقیقت تراژدی آزادی بیان در جامعه ایرانی‌ است.

از لحاظ زمانی‌ فعالیت این سایت را می‌توان به دو مقطع زمانی‌ قبل و پس از جنبش سبز تقسیم کرد. تا قبل از جنبش سبز بالاترین بیشتر به یک کافه روشنفکری شبیه بود. افراد بسیاری از آن به عنوان یک منبع نسبتا موثق برای اخبار استفاده می کردند. اگر چه هر از گاهی‌ تنشهایی‌ در سایت بین کاربران به وجود می‌‌آمد، ولی‌ اکثر آنها گذرا بودند و مشکل عمده ای‌ را برای بالاترین ایجاد نکردند. در این مقطع به نظر می رسید که بالاترین کم کم به هدف خود که همانا ایجاد یک جامعه مجازی دموکراتیک بود نزدیک شده است.

 اوج محبوبیت بالاترین در زمان جنبش سبز بود، در همین مقطع بود که سایت بالاترین به محل سازماندهی تظاهرات و پخش اخبار جنبش تبدیل شد. ترافیک سایت به حدی زیاد شده بود که باعث شد دست اندرکاران بالاترین چند سرور جدید برای آن خریداری کنند.

 در مقطع پس از جنبش سبز بالاترین متاسفانه راهی‌ در پیش گرفت که باعث رنجش و آزردگی بسیاری از کاربران خوب سایت و مقاومت در برابر مدیران این سایت شد. مساله ای‌ که باعث شد بالاترین در اقدامی بی‌ سابقه‌ حساب بیش از سیصد نفر از کاربران را مسدود کند. این مساله خود باعث کوچ بسیاری از کاربران بالاترین شد.

 مدیران بالاترین که با مشاهده واکنش کاربران و افت شدید ترافیک این سایت به شدت دستپاچه شده بودند تصمیم گرفتند با گرفتن عضو جدید این مساله را تا حدودی جبران کنند، ولی‌ همین امر باعث راه یافتن تعداد زیادی از اعضا مجاهدین خلق به این وب سایت شد.

 تا قبل از اخراج فله ای‌ بیش از سیصد کاربر، کاربران این امکان را داشتند تا با منفی‌ دادن به یک لینک از رسیدن آن به صفحه اول جلوگیری کنند. اما پس از آن مدیران بالاترین با تغییر قوانین که بسیاری از کاربران با آن مخالف بودند این امکان را از بین بردند، بنا براین دیگر منفی‌ گرفتن یک لینک تاثیری در رسیدن آن به صفحه اول نداشت و همین مساله باعث شد تا اعضا مجاهدین از این مطلب استفاده کرده و لینک‌هایی‌ در حمایت از فرقه رجوی با همکاری هم به صفحه اول بفرستند.

 در نهایت بالاترینی که زمانی‌ بهترین لینکهای روز آن ۵۰۰ یا ۶۰۰ رای داشتند با سؤ تدبیر مدیران خود تبدیل به رسانه‌ فرقه رجوی شده است. امید است که این وقایع چراغ روشنی برای آینده باشد تا دیگر سایت‌های مشابه به سرنوشت بالاترین دچار نشوند.

مجموعه به یادماندنی هزار دستان شاهکار علی‌ حاتمی که شامل ده‌‌‌ قسمت می‌باشد را می توانید از لینکهای زیر دریافت کنید:

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

قسمت پنجم

قسمت ششم

قسمت هفتم

قسمت هشتم

قسمت نهم

قسمت دهم

Password: shabnameh

کهریزک

مستندی تکان دهنده، گزارشی از جنایت جمهوری اسلامی که توسط جنبش راه سبز در ۱۴ قسمت تهیه شده است.

از دوستانی که امکان دریافت فایل‌ها را دارند تقاضا می‌کنم با تکثیر حد اقل ۵ نسخه آنرا در اختیار دیگر افراد قرار داده و به بالا بردن آگاهی‌ دیگر هموطنان یاری رسانند.

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

قسمت پنجم

قسمت ششم

قسمت هفتم

قسمت هشتم

قسمت نهم

قسمت دهم

قسمت یازدهم

قسمت دوازدهم

قسمت سیزدهم

قسمت چهاردهم

Password: shabnameh

یک مشت گدای عرب از راه رسیدند
در میهن پر رونق ما خانه گزیدند
با روضه و با روزه در این باغ پر از گل
چون گاو دویدند و چریدند و خزیدند
با چوب و چماق وقمه و دشنه و چاقو
سر ها بشکستند و شکمها بدریدند
گفتند که این منطق اسلام عزیز است
اینان که سیه کار تر از شمر و یزیدند
بستند ز نفرت در دانشکده ها را
استاد و مبارز همه در بند کشیدند
آنگاه به صحن چمن دانش و فرهنگ
هر جمعه چنان گلهء بزغاله چریدند
با چرک و شپش لشگر جرار گدایان
از سامره و کوفه و بیروت رسیدند
روزیکه جوانان وطن در صف پیکار
لبخند زنان ذائقه مرگ چشیدند
امروز سرافراشته درعین وقاحت
این مرده خوران مدعی خون شهیدند
اینک همه با غارت این مردم بدبخت
گویی شرف گمشده را باز خریدند
با زور و ریا کاری و دزدی و تقلب
بر قامت دین جامهء تزویر بریدند
موسیقی شان شیون مرگ است و گدایی
این کوردلان دشمن شادی و امیدند
کوته نظران قاصد دوران توحش
بر سقف جهان تار خرافات تنیدند
جز مفت خوری مرده خوری نوحه سرایی
مردم هنر دیگری از شیخ ندیدند
اکنون که سفیهان همه در مسند جاهند
اکنون که فقیهان همه چرمنگ و پلیدند
در میهن ما منطق اسلام  چماق است
دزدان همگی پیرو این دین مبین اند*

*هنگام گشت و گذر روی اینترنت به این شعر زیبا برخوردم و حیفم آمد که آنرا نقل نکنم. علیرغم جستجوی زیاد سراینده این شعر معلوم نشد.

بعد مرگم جملگی همّت کنید
پیکرم را بین خود قسمت کنید
دست راستم را دهید سید علی‌
او که باشد بعد اینجانب ولی
صانعی ریش و سبیلم را دهید
اردبیلی دسته بیلم را دهید
لای پايم هرچه هست مجانيه
پشم و پيليش مال رفسنجانيه
خايه هايم را به روغن تف دهيد
هر دوتايش را به مستضعف دهيد
آلتم را هم ز عرض و هم ز طول
بهر هشت و یک دهیدش بر بتول
آنچه می ماند ز من يك مقعد است
بهر فرزند عزیزم احمد است ‌

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.